http://images.paraorkut.com/img/recados/Rosas_648551791_rosa061.gif
|
+ نوشته شده توسط شبنم در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت
|
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد + نوشته شده توسط شبنم در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت
|
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ّ خیانت میتواند به دروغ دوست داشتن باشد...... خیانت تنها این نیست که دستت در کف دست دیگری باشد.... خیانت میتواند جاری کردنی اشک بر دیدگانی عاشقی باشد.... خیانت میتواند ماسک بر صورت نامردی حیله گری چون روبا باشد............... با حیله گری ، که نام او نامرد است
+ نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت
|
به قدر هر چه گل ديدم مرا آزار كردي تو
نمي بايست نفرين آخرين پيمان ما مي بود
+ نوشته شده توسط شبنم در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت
|
هر روز تان نوروز.. نوروز تان پيروز
گفتی که نو بهاران از یاد رفتنی نیست
و آن خاطرات شیرین بر باد رفتنی نیست
گفتی که زندگانی در شور عشق پیداست
تا يك جوانه باقيست نوروز مردني نيست
نوروز مي خرامد با صد هزار آذين
از كينه ها چه ترسم!؟ فرداي ماست روشن
نوروز باستانی و سال خوشیدی ۱۳۸۷ بر همگی مبارکباد
+ نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت
|
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی به خاطر تمام غمهای که بر صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی به خاطر نمک که بر زخمم گذاردی
+ نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت
|
قربان سر و پای تو میشم مادر من
فدای قلب زیبای تو میشم مادر من
سلام به همه ای دوستان عزیز. روز جهانی زن را به تک تک زنها و مادران گرامی تبریک و تهنیت میگویم. و به خصوص زنان مظلوم و ستم دیده ای افغان! + نوشته شده توسط شبنم در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت
|
در کتاب مینویسم تا بماند یادگاری
روز تلخ عاشقی ما گفتی که دوستم نداری
میچکد قطره اشکم روی این جمله ای آخر
حتی این قلم ندارد این شکست تلخ را باور
میگذره روزها و سالها اما باز پر از غروبم
هر کسی حالم را میپرسه، به دروغ میگویم که خوبم
نمیخوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم
رفتی و تنهای تنها با خیال تو نشستم
در دفتر یاددشتم مینویسم، رفت او که عاشقم کرد
دیگه خورشیدی ندارم، برای این روزای دل سرد
یادداشت از نام تو پر شد جای تو خالی اینجا
منم و خاطرهای تو ، منم و قصه فردا + نوشته شده توسط شبنم در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت
|
اگر دنياي ما دنياي سنگ است + نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت
|
زبس به یاد تــــو هــر شب خـــدا خـــدا کردم بـــه بارگاه خـــدا محشــری به پــــا کــــــردم بیاد دامنت افتـــــــادم چـــــــو طفـــل یتیـــــــم ســری به زانـــوی غم بـــرده گــریه ها کـردم + نوشته شده توسط شبنم در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت
|
ميدانستي که اشک از لبخند با ارزش تر است؟
اما حیف اشکهای که به خاطر یک نامرد بریزد . که حتی ارزش اشکهایت را ندارد.............. + نوشته شده توسط شبنم در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت
|
من كه رفتم ولي يادت باشد ديوانه بودم
من كه رفتم حالا تو ميماني و عشق جديد
من كه رفتم ولي قدر تو را دانسته بودم
من كه رفتم تو بمان با همان كه از راه آمده
+ نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت
|
ما که خود پرورده یک مادریم تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟ + نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت
|
اي مسافر غريبه چرا قلبم را شكستي
+ نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت
|
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت تا ابد همراهی تو بود تو برو ..... تو برو...... خود را آرام سرهم بند زنم ... + نوشته شده توسط شبنم در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت
|
ديشب من از فراقش بسيار گريه كردم
خاموش با نگاهي تب دار گريه كردم
اول بهانه كردم داغ جداييش را
وانگه به ياد رويش صد بار گريه كردم
+ نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت
|
A valentine is very special A valentine is very sweet A valentine is very friendly A true valentine can't be beat + نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت
|
چند وقت پيش يكي از دوستان يك سوال بسيار جالبي كرد:
پرسيد كدام را ترجيه ميدهي؟ . . .
بسيار فكر كردم.: اول خواستم بگويم كسي را كه دوستم دارد. . .اما ديدم: كسي را كه فقط او دوستم دارد و به خاطر من حاضر بماند و از پيشم نرود. و اگر من دوستش نداشته باشم چه؟. .آن وقت من رهايش ميكنم و دلش را ميشكنم. گرچه در زندگي دل كسي را نشكستاندم و طاقت دل شكستن كسي را ندارم. بعد خواستم بگويم كسي را كه من دوستش دارم. .اما ديدم كسي را كه فقط من دوستش دارم و حاضر هستم همراهش باشم تا آخرين لحضه اي عمرم و هر كاري را به خاطر او انجام دهم. . او كه مرا دوست نداشته باشه يعد از مدتي مرا رها كرده برود با ديگري و دلم را بشكند و با همه غمها تنها رهايم كند.. خوب كه فكر كردم حقيقتا هيچ كدام به درد نميخورد. . . . . . . . . نه كسي كه فقط من را دوست دارد و نه كسي كه فقط من او را دوست دارم. . چون آخر هر دوتايش به بن بست ميرسد و دل شكستن مقابل. .
يك مثل قديمي ميگويد: تخته كه به تخته جور آمد ضرورت به نجار نيست. . يعني هيچ وقت عشق يك طرفه به جايي نميرسد... پس از چند لحظه فكر كردن جواب دادم:
کسي را ميشكنم و نه كسي دل من را...
+ نوشته شده توسط شبنم در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت
|
+ نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت
|
چه سر نوشت عجیبی! چه روزگار سیاهی نفرین بر این زندگی و روزگار نا شکیب که هیچگاه با دلم سر سازگاری نداشت و نتوانستم شادی اش را ببینم حالا که با این دل لبریز از نامردمی تنها مانده ام.. و با همه شادیها و غمها بیگانه گشته ام ، آيا مي توانم از اميد سخن بگويم؟؟ و به فردا دل خوش كنم ؟؟؟؟؟ من كه چون پرنده اي از نفس افتاده لب ديوار نشسته ام و هر لحظه بيم افتادنم مي رود و با چشمي ترسيده به صيادان پاي ديوار مي نگرم ...؟؟ چگونه ....؟؟؟ چگونه به پرواز بينديشم ...؟؟ در اين غريب آباد كه كسي معني مهر و عاطفه را نمي فهمد ، و غريب كشي رسم و آئينشان است ،، چگونه از عشق سخن بگويم ...؟؟ من گلي از شاخه جدا مانده ام كه در حال پرپر گشتن و نابودي هستم من گلی شاداب بودم که مرا پرپرم کردند و زیر پا انداختن من لبخند خشكيده بر لبي هستم كه در حال محو و نابودي ام من اشك لبريز از چشمي هستم كه در حال فرو افتادن در كوير سوزان تنهايي ام + نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت
|
سر کوهی بلند فریاد کردم علی شیر خدا را یاد کردم علی شیر خدا یا شاه مردان دل ناشاد ما را شاد گردان علی شیر خدا دردم دوا کن منا جات مرا پیش خدا کن چراغای روغنی نظرته میدم به هر جا عاشق است دردش دوا کن + نوشته شده توسط شبنم در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت
|
ز غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من. که او در سینه قلب ندارد غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد !! + نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت
|
دستهایم برایت شعر مینویسد
اما تو هرگز نخواهی خواند ولی تو هرگز نخواهی دید نه! تو هرگز مرا نخواهی فهمید و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو مرا درک نخواهی کرد.!!
+ نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت
|
از محبت چون شوم مانع دل دیوانه را کی توان منع کرد از سوختن پروانه را .................................. از صحبت دیگران شدی شاد هم صحبت نو مبارکت باد با یاری نو شدی هم آغوش یار کهن را کردی فراموش .................................... یاران کهن که مستقیم اند یک عمر مساهم قدیم اند یاری که نو است. خاطره افروز یک روز خوش است هم چو نوروز افسوس ... افسوس ..... صد افسوس ای تازه دل از خزان بپرهیز از صحبت ناکسان بپرهیز در برگی شبنم غبار خوش نیست افسوس ... افسوس ..... صد افسوس
+ نوشته شده توسط شبنم در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت
|
نه برگ گلی به شاخه ها میماند نه هیج کس به جز خدا میماند صادق باش و بدی نکن که از ما تنها یک بدی و یک خوبی بجا میماند + نوشته شده توسط شبنم در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت
|
خنجری بر قلب بیمارم زدنند
بی گناهی بودم و دارم زدنند تیشه ی نامرد بر پشتم نشست از غم نا مردمی پشتم شکست عشق. آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام عشق اگر این است " مرتد" میشوم خوب اگر این است من"بد" میشوم!! + نوشته شده توسط شبنم در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت
|
هرشب در خواب چشمانت هزار تا گل می چيدم
+ نوشته شده توسط شبنم در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت
|
+ نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت
|
قلب دختر ها همانند زندان است. اگر کسی را آنجا انداخت دگر بیرون آمدنش را
خدا میداند.. اما بر عکس قلب پسر ها همانند یک هتل ۵ ستاره میباشد. مسافر قبلی را ترک نکرده به مسافر جدید را برایش جا ریزف میکند. اوه ه ه ه... پسر ها ناراحت نشوید این را خودتان بهتر میدانید!!!! اگر هم میشوید اشکال ندارد. همانطور که گفتند حقیقت تلخ است. + نوشته شده توسط شبنم در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت
|
|
|